لطفا اگه مطلب مورد نظر تون رو پیدا کردین یا به هر دلیلی از این وبلاگ خوشتون اومد اینجا ووت بدین

ووت

سپاس گذار شما سینا ترابی

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 8:45 PM | لینک 

فلسفه ی معاد در اسلام راستین، فلسفه ی نفی معاش نیست.

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 0:57 AM | لینک  | 

سوگند به خدا! هيچ قومي در خانه‌ي خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر اين‌كه ذليل شد.((امام علي (ع)))

چقدر ذلیل شدیم ما ایرانی ها



نوشته شده توسط SINAI در ساعت 10:36 PM | لینک  | 

]مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش می کند و در می آورد، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند... (تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم.) مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست احتمالاً فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد... (تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم.) اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد... (تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم.) پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند، به اندازه 8 نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد. کسی که باید جایش عوض کند، بایستد، جا خالی بدهد، راه بدهد و من هستم... (تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم.) راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند. سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه 180 درجه به سمت شیشه بگیرم. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است. خودم را به نشنیدن می زنم. موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود. چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند، البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم. (تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم.) راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد، راه می دهم. نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است. “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها”. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود. تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم و مدام باید مواظب ماشینهایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم. موقع رسیدن خسته هستم، اعصابم به کلی به هم ریخته است. (تقصیر خودم است زن جماعت را چه به بیرون رفتن!!!)
نوشته شده توسط SINAI در ساعت 3:26 AM | لینک  | 

طرف رفته بلیط بگیره بره ادامه تحصیلش رو خارج از کشور! بهش گفتن ممنوع الخروجی! چرا؟ چون المپیاد فیزیک اول شدی!! مملکته داریم؟ صبر کنین! هنوز مونده! حالا این در اون در افتاده دنبال یه راه حل، بهش گفتن دوباره تو المپیاد شرکت کن، مقام نیار! تا اسمت اتوماتیک از لیست ممنوع الخروج ها حذف بشه!! نمیدونم چرا هنوز آهنگ پت و مت رو نمیذارن سرود جمهوری اسلامی
================================
زنگ زدم وزارت علوم و تحقیقات یه چی بپرسم، یارو میگه همممش رو صفحه فیسبوکمون هست! میگم فیلتره که!! میگه اون دیگه به ما ربطی نداره
------------------------------------------------------------

تو روزنامه آگهی زده: روغن مار صد در صد گياهی

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 3:9 AM | لینک  | 

ساعت چنده ؟
جدید یا قدیم ؟
به مدت 6 ماه این جمله رو همه خواهیم شنید
...............
یارو صبح با اهل بیتش اومده بودن خونمون عید دیدنی تا ظهر داشتن شیرینی و اجیل و میوه میخوردن. بابای بدبخته ما هم یه تارف زد که ناهار هم در خدمت باشیم اونا هم گفتن باشه دیگه چی کار کنیم!!! خلاصه ناهارشونم خوردم عصر رفتنی کیفه دخترش جا موند زنگ زدیم گفتیم بیاین ببرید دیدیم شب دوباره با ایل و طایفش اومدن واسه شام ..
...............
آقا جاده ها به شمال بسته ست از ترافیک... پروازا به جنوب تموم شده... ارمنستان مرزشو بسته از هجوم مسافر... کشورای همسایه کلا پر شدن... آسیای شرقیم که قُرق ایرونیا شده... من موندم اینا میخوان برگردن مملکت جا میشن؟
...............
رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه نمه تنگ بود. فروشنده گفت: یه نمه بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه نمه گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه نمه آب بخوره تنگ میشه
...............
سال 12 ماه خونه هم نمیریم، اونوقت عید که میشه صبح یه سری پا میشن میان خونمون غروبش ما میریم خونشون

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 2:18 PM | لینک  | 

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 2:17 PM | لینک  | 

در حالی که برخی هنرپیشه های ایرانی برای کشف حجاب در هالیوود با یکدیگر رقابت می کنند، جورج کلونی هنرپیشه مطرح هالیوود طی گفت و گویی از رعایت قوانین شرعی در سینمای ایران استقبال کرده و آن را بزرگترین هنر ایرانیان نامیده است.
به گزارش جهان، جرج کلونی یکی از هنرپیشه های مطرح هالیوود که قصد دارد به زودی به ایران سفر کند، چندی پیش در اظهار نظری درباره سینمای ایران گفت: به سینمای ایران بسیار احترام می‌گذارد و ادامه داد این بزرگترین هنر ایرانیها است که با رعایت قوانین شرعی و عرفی خود فیلم می‌سازند و ما که در فرهنگی دیگر زندگی می‌کنیم از فیلم خوشمان می‌آید، برایمان باورپذیر است و لذت هم می‌بریم.


اظهار نظر هنریشه هالیوود درباره رعایت حدود شرعی در سینمای ایران در حالی صورت می گیرد که برخی سینماگران ایرانی این قوانین را به نوعی دست و پا گیر می دانند؛ بگونه ای که سال گذشته یکی از تهیه کنندگان سینمای ایران درباره نمایش تصویر زن در سینمای ایران گفت: در سينماي ايران تصوير زن به لحاظ فيزيكي با محدوديت‌هايي مواجه است و براي رسيدن به زن واقعي و هدفمند در سينما راه طولاني و دشواري را پيش رو داريم.



اما تلاش برای خودنمایی در میان جمع هنری! گاه کار را را به جایی فراتر می رساند.برخی اخبار رسیده از مشاهدات عینی در این زمینه حکایت از آن دارد که که برخی هنر پیشه های زن، بدون هرگونه محدودیتی در پشت صحنه بدون حجاب حضور دارند و برخی دیگر به محض خروج از کشور در اولین اقدام، کشف حجاب کرده تا شاید به این وسیله زمینه حضور خود را در هالیوود فراهم آورند.


شایان ذکر است جورج کلونی قرار است برای بازی در یک فیلم سینمایی به ایران سفر کند.

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 12:24 PM | لینک  | 

ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.

* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.

* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.

* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.

* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
..
* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.

* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.

* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.

* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
..
* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود

نوشته شده توسط SINAI در ساعت 0:46 AM | لینک  |